دين داری به چه معنی است ؟؟

از دوستانی که به پرسش مطرح شده جواب دادن خيلی تشکر ميکنم ..در اين رابطه ديدم بدنيست توضيحی در مورد معنی دين داری بدم تا بتونیم بفهمیم در قضیه ی رفتار دینی ما در کدام قسمت مشکل داریم ؟

آلپورت دین را با تمرکز بر سوگیریها یا درگیریهای ذهنی ای که افراد را به سمت باورهای مذهبی شان سوق می دهد ، تعریف میکند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و این باور را به دو دسته باور بیرونی و باور درونی تقسیم کرد تا بدین وسیله ارتباط بین سبکهای شخصیتی و سوگیریهای انگیزشی از یک سو و نوع و محتوای باور مذهبی از سوی دیگر ترسیم کند .

به نظر وی دین باوران بیرونی به واسطهء کاربردهای منفعت طلبانه ایمان که در خدمت منافع فردی است ؛ برانگیخته میشوند ، در حالیکه برای دین باوران درونی ، حقیقت دینی و ارزشهای اخلاقی مقدم بر انگیزه های شخصی است .الپورت این دو نوع را به منزلهء دو سر یک پیوستار انگیزشی در نظر گرفت .

 

طبق ایت تقسیم بندی مشکل جامعه ما در قسمت باور درونی است ما در این زمینه دارای ضعف هستیم نه در زمینه باور بیرونی .

--------------------------------------------------------------------------

 

به طور کلی بسیاری از نظریه پردازان در این زمینه معتقدند دین یک پدیده چند بعدی است . و روان شناسان متعددی تلاش کردند ابعاد دین یا بهتر بگویم دین داری را تعریف کنند ، از جمله گلاک و استارک که معروفترین تقسیم بندی و پذیرفته ترین انرا ارائه کرده اند از دیدگاه آنها دین داری پنج بعد دارد :

اعتقادی ، مناسکی ،  تجربی ، فکری ،پیامدی .

 

بُعد اعتقادی :باورهایی را در بر میگیرد که انتظار میرود پیروان ان دین بدانها اعتقاد داشته باشند .

 

بُعد مناسکی : یا عمل دینی اعمال دینی مشخص نظیر عبادات ، نماز ،شرکت در آیینهای خاص ،روزه گرفتن و ..که انتظار میرود پیروان هر دین آنها را بجا آورند .

بُعد تجربی   یا عواطف دینی :در عواطف ، تصورات واحساسات مربوط به برقراری رابطه با وجودی همچون خدا که واقعیت غایی یا اقتدار متعالی است ،ظاهر میشود . برای تعریف عملیاتی این بعد روشی را مطرح کردند که چهار نوع از جلوه های عواطف دینی ،شامل توجه ،شناخت ،اعتقاد یا ایمان و ترس را در بر می گرفت .

 

بُعد فکری یا دانش دینی : اطلاعات و دانش اساسی در مورد اصول عقاید دینی و کتب مقدس را که انتظار می رود پیروان آنها را بدانند .

این بٌعد معرف مناسبی برای سنجش میزان دینداری فرد نیست ،مگر اینکه گرایشهای فرد را در سایر ابعاد دینی ،بخصوص در بٌعد اعتقاد دینی در نظر بگیریم

 

بُعد پیامدی : یا آثار دینی شامل پیامدهای باور ،عمل ، تجربه و دانش دینی در زندگی روزمرهء فرد معتقد  و روابط او با سایرین است .

 

                    حالا به نظر شما ما در چه بَعدی مشکل و نارسایی داریم ؟؟

/ 7 نظر / 25 بازدید
تسنیم

فکر کنم اين بحث موضوع خوبی برای يک پايان نامه باشه

محمود

سلام.ابتدای متنت در مورد درونی و بيرونی بودن باور دينی صحبت کردی.اگر درست يادم مونده باشی گفته بودی که مشکل با باور درونیست.يادت باشه که يکی از خصوصيات دين باوران درونی اينه که باورها و اعتقادات خودشون رو رو نمی کنند چون نيازی به اين کار ندارن.و همين باعث ناشناخته موندن خيلی از اعتقادات و شيوه های نگرش به دين ميشه.اين يه عدم تعادل بين آنچه ديده ميشه و آنچه ديده نميشه هست..........علی الظاهر بايد گفت مشکل در بعد تجربيه.(يه پيشنهاد: با يه رنگ بنويس)البته حق داری،دختری!!!!!!!

زهرا

سلام ..محمود اقا متشکرم از نظرتون اما همونطور که ديديد ۲ تقسيم بندی مطرح کردم و در تقسيم بندی اول گفتم مشکل ما در باور بيرونیه ... منظورم اين بود که مشکل افراد جامعه از نظر رفتار دينی اينه که در زمينه باور درونی مشکل دارند و دين بيشتر يک باور بيرونی شده تا درونی چون اگر درونی شد انوقت به رفتار دينی عمل ميکنه.

ماني اسكيزوفرنيك

سلام.......نمی شه يک فرمول کلی داد...هر کس به فراخور حالش توی يک زمينه مشکل داره......ولی فکر می کنم اگر درونی بشه برای اکثر مرردم(از جمله خودم..فرافکنی) قابل حل باشه

دریا

سلامی به ارومی موجهای دریا / ممنونم زهرا جان که پیشم اومدی....مطلبت هم خیلی جالبه ......موفق باشی..... به امید فردایی روشن

aminmoj

من قديما خيلی در مورد دين می نوشتم ولی الان يه مدتيه که تعطيل کردم. اگه نظر منو بخوای می گم تو هر ۵ بعد مشکل داريم. اين وسط به بعد مناسکی و فکری به اندازه اهمیتشون توجه نمی شه. آدرس اون يکی وبلاگ من که دينی بود : www.aminmoj.persianblog.ir

احسان

به عقيده من عمده مشکل ما بیشتر در بعد پنجم به چشم می خورد ... جامعه مان اگرچه به نام دين مزين شده است اما اين فقط يک معرف ظاهری زيباست باطنش شايد از دست رفته است چرا ؟ چون دينمان پيامدی ندارد چيزی ندارد که به ما نشان دهد که ثمره دين يعنی اين ... واقعيت اينجاست که اين دين امروز ما حرفی برای گفتن ندارد عملی که نتيجه وبرگرفته از يک نگرش مثبت وسازنده دينی است به چشم نمی خورد علتش شايد خود ما باشيم که درک نکرده ايم حقيقت دين را و نیز کسانی که با نامش نان می خورند ! بيش از آنکه تلاشمان را صرف نشان دادن اثرات ملموس و عينی آن سازيم صرف ساختن ظاهرش ساخته ايم ./ خانه از پايبست ويران است ... خواجه در فکر نقش ايوان است / انديشه ا تسبز دوست جديد و همفکرم