روح پرور

 

یکی از عجایب و شگفتی های واقعه ی عاشورا تجلی آشکار و بارز دو طیف نیکی ها و فضائل در یک سو و بدی ها و رذائل در سوی دیگر است  و این در واقع عجیب نیست زیرا وقتی یک طرف طیف امام معصوم و جلوه ی بارز انوار الهی باشد طبیعتاً نهایت طیف فضائل را به نمایش می گذارد و تنها فرد یا افرادی می توانند با او دشمنی کنند و کمر به قتل او ببندند که نهایت رذالت و لئامت را داشته باشند .پس طبیعی است که واقعه ی عاشورا سیاه و سفید باشد .

در عاشورا اکثر فضائل را می توان دید ، ایثار ، شجاعت ، کرامت نفس ، فداکاری ، وفاداری و... اما یکی از این فضائل که در نهایت زیبائی خود و نهایت حد و مرز آن آشار گشت ادب می باشد .

در این که ادب چیست ؟چه انواعی دارد ؟و یا طبق جمله ی معروفی که از کودکی در کلاس خط تمرین می کردیم (ادب آداب دارد ) چه آدابی دارد ؟ سخن فراوان است ووارد شدن به آن نیاز به تفصیل و بحث فراوان دارد .اما آن چه واضح است این است که مراد از ادب در این جا ادب اجتماعی یا ادب برخورد با دیگران است از دوست و دشمن گرفته تا خواهر و برادر و در نهایت آن در برابر خالق متعال است .

در عاشورا علاوه بر این که ادب در نهایت خود متجلی گت یکی از معدود مواردی است در دنیا که پاداش این عمل نیز خیلی زود نصیب برخی از آن افراد گشت و البته برخی دیگر مقامی بسیار والا به واسطه ی آن پیدا کردند که به مرور زمان آشکار گشت .

یکی از این جلوه های ادب که زود هم پاداش خود را دریافت کرد ادب حر بن یزید ریاحی است . که سرلشکر سپاه یزید بود و راه را بر امام حسین (ع بست . اگر بخواهیم با دیدی تحلیلی به عملکرد حر در عاشورا بنگریم در می یابیم که در واقع حر یکی از عوامل به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و به اسارت رفتن حضرت زینب (س) و خاندان امامت و رسالت بود . طبیعتا حر نیز باید در دنیا و آخرت عاقبتی نظیر عاقبت دیگر قاتلین و مبارزین با امام را پیدا می کرد . اما عملا می بینیم که این گونه نشد و صدها سال است که نام حر در ایام محرم در کنار نام سایر شهدا بلکه نام امام حسین (ع)وارد می گردد و بر او سلام و درود میفرستند . به راستی چگونه شد که فردی مانند حر با آن عملکرد به چنین مقامی دست یافت ؟؟در این گونه مواقع است که یاد مقولاتی چون توفیق و لیاقت و غیره می افتیم .اما چه چیزی زمینه ی دست یابی به این توفیقات است ؟لاجرم یکی از این عوامل ادب "حر" بود . حر در ابتدای ورود امام اگرچه راه را بر امام بست اما نهایت ادب و احترام ا به امام عرضه داشت به ویژه نسبت به مادر بزرگوار امام یعنی حضرت زهرا (س) .لذا اصلا بعید نیست که همین ادب مایه نجات او گشته باشد و در روز عاشورا توبه کند و اولین شهید کربلا گردد .

یکی دیگر از جلوه های بسیار زیبای ادب عاشورایی ادب حضرت عباس در برابر امام و برادرش حضرت سید الشهدا است .حضرت عباس برادر ناتنی امام بود و همین مساله در بسیاری موارد موجب حسادت و دشمنی بین براذران می گردد به ویژه اگر یکی از آن ها مقام بسیار والایی داشته باشد و از طرف پدر مورد توجه فرزندان گردد چیزی که در برادران یوسف باعث شد برادران قصد جانش را بکنند .اما در مورد حضرت عباس نه تنها این حسادت وجود نداشت بلکه بر عکس ارادت و ادب و احترام بسیار زیبا و لطیفی را تاریخ در مورد او ثبت نموده است . البته این ادب ریشه در ادب مادر ایشان هم دارد که بر عکس برخی زنان که در برابر همسر پیشین شوهر خود حتی اگر فوت کرده باشد در صورتی که متوجه علاقه ی شوهر خود به او گردند به آن زن حسادت می کنند ( همان طور که نمونه هایی از آن را تاریخ ثبت کرده است ) از لحظه ی ورود به خانه ی حضرت امیر المومنین (ع) ادب خود را نسبت به حضرت زهرا (س) همسر مورد علاقه علی (ع ) نشان داد وخود را به عنوان جانشین فاطمه نمی دانست بلکه خادم فرزندان فاطمه می دانست [1] نکته مهم در این جا این است که ام البنین این ادب را تا آخرین روزهای زندگی خود حفظ کرده بود . داشتن یک صفت نیکو خود یک فضیلت است اما حفظ کردن و نگه داشتن ان علی رغم تمایلات نفسانی و تغییرات محیطی فضیلتی بالاتر .بسیارند افرادی که در ابتدا صفات نیکویی دارند اما قادر به حفظ ان ها نیستن .ام البنین از لحظه ای که وارد خانه علی (ع) می شود خود را خادم آن ها می داند و آنان را سروران خویش تا وقتی که خبر شهادت حسین بن علی (ع) را می آورند .هنگامی که به او خبر می دهند فرزندانت شهید شده اند جمله بسیار زیبایی در نهایت ادب عرض می کند که بعید است در طول تاریخ زنی نسبت به فرزندان شوهرش چنین چیزی گفته باشد او عرض می کند فرزندان من و آن چه زیر آسمان است فدای حسینم باد [2].

بنابراین این ادب را حضرت عباس (ع) از مادر اموخته بود و خود نیز دارای شخصیتی والا بود که این صفت را در خویش پرورش داد و به حد اعلا رساند تا جایی که به حکم ادب و نه هیچ محدودیت شرعی یا عرفی با وجود تشنگی زیاد و خستگی ناشی از جنگ تا زمانی که می دانشت امامش تشنه است نوشیدن آب را بر خود حرام کرد تا با همان حال و در نهایت ادب و بزرگواری و کرامت نفس به دیدار معبود شتافت .

وهمین ادب در کنار دیگر فضائل زیبائی که در نهایت درخشانی در ایشان متجلی بود باعث گشت تا مقامی در دنیا و آخرت بیابد که در آخرت تمام شهدا به ایشان غبطه بخورند و در دنیا مقامی یافته که جز با عظمت نمی توان از ایشان یاد کرد .

حال سوال این جا است آیا سزاوار نیست افرادی که خود را عاشق او می دانند و زندگی خود را به نام او بیمه می کنند ذره ای از این صفت والا را در خود بپرورانند ؟؟؟!!!

و اما نهایت ادب را که ادب در برابر خالق متعال است در سخن والا دخت علی (ع) می بینیم هنگامی که در برابر تمام وقایع سخت روز عاشورا می گوید " ما رایت الا جمیلا " جز زیبایی چیزی ندیدم . این است معنی عشق ، معنی ارادت ، معنی ادب نه آن چیزی که امروزه رایج گشته که عشق به خدا و صمیمیت با خدا یعنی تا با اندک مشکلی مواجه گشتیم با خدا دعوا کنیم که چرا چنین کردی و چنان کردی و این دعوا و عتاب را با نهایت بی ادبی انجام دهیم که هرچه بی ادبانه تر صمیمانه تر است .

آیا کسی را عاشق تر از اهل بیت سراغ داریم  که در عین عشق به خداوند نهایت ادب را نیز به پیشگاه او عرضه می دارند ؟؟!!



1http://www.balagh.net/persian/pro_ahl/00/02/15.htm

[2] تنقیح المقال /مامقانی/ج2/ص128

 

+نوشته شده در جمعه ٢٠ دی ،۱۳۸٧ساعت۱۱:٥٢ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()