روح پرور

یکی از مسائلی که از قرن پیش تبدیل به بحران شده بود افزایش طلاق در همه کشورهای دنیاست . قل از اینکه وارد بحث بشم اول میخوام بیشتر تحلیل کنم که ایا طلاق بطور کلی یک پدیده شوم هست یا نه ؟؟من فکر میکنم ازدواج مثل ایجاد یک رایطه دوستانه است ...همانطور که ما تو مدرسه دانشگاه سر کار و کلا در همه مراحل زندگی با همه افرادی که باشون برخورد میکنیم نمی تونیم دوست بشیم بلکه با بعضیها دشمن میشیم با یعضی سلام علیک داریم با بعضی فقط لبخند رد و بدل میکنیم و فقط با تعداد کمی خیلی صمیمی میشیم در امر ازدواج هم دقیقا همینطوره . متاسفانه این اعتقاد وجود داره که به محض اینکه صیغع عقد جاری شد این 2 نفر که ممکنه هیچ شناختی با هم نداشته باشن یا اگر خیلی وضعشون خوب باشه دو یا سه جلسه با هم صحبت کردن تبدیل به دوستانی صمیمی بشن ..اینها حق ندارن صحبت از قطع این دوستی بزنن چرا که باید دوست باشن ..اما مگر دل را میشه تابع باید و نباید کرد ؟؟اگر دو نفر دلهاشون به هم نزدیک نشه عقلا و شرعا میشه گفت شما باید همدیگر را دوست داشته باشید ؟؟ به قول دوستی که در آستانه طلاق بود میگفت وقتی برادرام نصیحتم کردن و گفتن برگرد سر خونه و زندگیت گفتم اگر شما میگید باید این کار را بکنم به حکم وظیفه میکنم اما نمی تونم دوستش داشته باشم چون دوست داشتن یک قرص نیست که بخورم تا علاقه مند بشم بش.

به قول حضرت علی :(ازاله الرواسی اسهل من تالیف القلوب المتنافره ) از بین بردن کوهها راحتتر از نزدیک کردن دلهایی است که از هم دور هستند .

واقعا این مساله ساده ای نیست نمیشه به دو نفر وقتی که رشته دوست داشتن بین انها قطع شده گفت نه سعی کنید همدیگر را دوست داشته باشید . و من فکر میکنم تا زمانی که رشته دوست داشتن قطع نشده میشه از راههای روان شناختی برای حل مشکلات ازدواج استفاده کرد اما اگر این رشته مهم قطع شد دیگه نمیشه درستش کرد و ماندن خیلی از زن و شوهرهایی که علاقه ای به هم ندارن صرفا از روی نوعی اجباره هر نوع اجباری که باشه ...انوقت این زندگی دیگه جهنم میشه دیگه اصلا زندگی نیست نه برای اون زن و شوهر و نه برای بچه ها که خیلی خوب متوجه سرد شدن روابط پدر و مادر میشن .

اما متاسفانه جامعه و حتی روان شناسهای ما هنوز این مساله را قبول ندارن هنوز فکر میکنن جوری نگه داشتن این زن و شوهر پیش هم بهتر از اینه که از هم جدا بشن ..در صورتی که نه نظر روان شناسان نظریه پرداز اینه و نه فکر میکنم که نظر اسلام این باشه .

در قران کریم در سوره روم خداوند می فرماید : ما از جنس خود برای شما جفت قرار دادیم تا در کنار هم ارامش پیدا کنید و خداوند بین شما محبت و مهربانی قرار داده .

در واقع خداوند در این آیه یکی از اهداف ازدواج را ارامش پیدا کردن زن و مردی در کنار هم میداند این یعنی همان پیوند روحی و ارتباط عمیق عاطفی ...پس اگر این هدف نقض شد دیگه ادامه ازدواج معنی نداره یا بهتر بگم قطع این ارتباط اشکالی نداره چون هدف تقض شده .

از نظر روان شناسی هم مثلا  البرت الیس تو کتاب زوج درمانی چنین میگه : ممکن است در طول مشاوره روشن شود  روشن شود که علائق دراز مدت هر دو زوج از طریق جدایی یا طلاق بهتر تامین شود . اگر چنین بود ، میتوانید به آنها کمک كنید تا با کمترین میزان آشفتگی و ناراحتی از یکدیگر جدا شوند .

اما هنوز این مساله بین روان درمانگران ما جا نیفتاده    

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٤ساعت۱٠:۱٩ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()