روح پرور

قرار بود در مورد ازدواج در قرن تنهایی بنویسم و حالا فرصتش پیش امده .همونطور که قبلا گفتم در این قرن به علت اینکه تفاوت آدمها از هم بیشتر شده دوستی ها هم کمتر شده و از آن مهمتر برای افرادی که اهل علم و دانش و به طور کلی ترقی فکری هستند چون مرتب در حال تغییر هستند دوستی هاشون هم تغییر ممکنه بکنه . چرا که فردی که تا چند وقت پیش همنشینی و صحبت کردن باهاش لذت بخش بوده پس از مدتی بدون اینکه فرد خودش متوجه باشه یا علتش را بدونه کسل کننده میشه مگر اینکه دوستی داشته باشه که او هم همواره در حال پیشرفت باشه .

این مسائل همه در امر ازدواج تاثیر گذاره . برای همین فکر میکنم مشکلات خانوادگی در بین قشر تحصیل کرده بیشتر از قشر بی سواد و کم سواد باشه یا بهتر بگم احساس تنهایی در بین زن و شوهرهای تحصیل کرده که ارتباط عمیقی با هم ندارن بیشتره . نه اینکه قشر بی سواد و کم سواد مشکل نداشته باشن ...انها هم به نوع خود مشکل دارن اما فکر میکنم ( در این زمینه روان شناسانی که کار کلینیکی کردن بهتر میتونن نظر بدن ) مشکلات قشر کم سواد قابل حل تر از مشکلات قشر تحصیل کرده باشه .

حالا برای یک فرد تحصیل کرده چه عاملی باعث استحکام زندگی خانوادگی میشه ؟؟

فکر کنم تنها علمل یا مهمترین عامل پیوند روحی هست . نمی دونم معادل روان شناختی این واژه چی هست شاید تشابه شخصیت باشه اما تشابه شخصیت بخشی از این امر را نشون میده نه همه اش ...بنابراین مجبورم همون پیوند روحی را بگم .

منظورم از پیوند روحی یعنی یک ارتباط عمیق که ناشی از تشابه فکری ..شخصیتی ...جهان بینی ...و...باشه . متاسفانه با اینکه وقتی در پیونهای موجود دقت میکنم اهمیت این مساله را خیلی احساس میکنم اما میبینم هنوز معیارها یک معیارهای ظاهریه نه معیارهایی که باعث ایجاد پیوند عمیق میشه .

دوستی میگفت این کار خیلی مشکله.... پیدا کردن فردی که باش پیوند روحی داشته باشیم خیلی سخته و ممکنه هیچوقت این فرد را پیدا نکنیم یا وقتی اون را پیدا کنیم که دیر شده باشه .

اما من معتقدم این کار امکان پذیره اگر کمی قبل از ازدواج به افکار و شخصیت و دیدگاههای خودمون فکر کنیم ..ببینیم ما چه جور شخصیتی را دوست داریم نه چه ماشینی ..با چه افرادی که دارای چه ویژگیهایی هستند بیشتر احساس راحتی میکنیم ؟؟ وبعد هنگام ازدواج به این معیارها توجه کنیم نه معیارهایی که جزیی از شخصیت فرد نیستن مثل معیار زیبایی برای پسرها یا خانواده اصیل و شغل عالی و...برای دخترها .

یکی از پسرهای فامیل که اتفاقا خیلی هم اهل فکر و مطالعه و...بود میخواست ازدواج کنه وقت انتخاب همسر طبق معمول یکی از معیارهاش زیبایی بود اما بعد از ازدواجش میگفت شنیده بودم میگن زیبایی فقط تا 6 ماه مهمه بعدش اخلاق اهمیت داره اما حالا که ازدواج کردم میبینم تا 2 ماه هم اهمیت نداره و لی میدونم الان این حرف را به برادرام بگم انها قبول نمی کنن و باز میخوان همون معیار زیبایی را دنبال کنن .

یا یکی از دوستام که میگفت اصلا تو خط سیاست و این حرفها نبود و اصلا علاقه ای نداشت به این مساله صاف میره با یک فردی فوق العاده سیاسی ازدواج میکنه که از یک خانواده سیاسی هم بوده .

خوب اینطور مسائل را میشه پیش از ازدواج فهمید و بش اهمیت داد تا پیدا کردنه جفت روحی (به قول خارجی ها ) راحتتر بشه و ازدواجها موفقیت امیزتر .

+نوشته شده در یکشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٤ساعت٧:٤٧ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()