روح پرور

قبل از اینکه بحث تنهایی را ادامه بدم باید یک مطلبی را که همینجور داره مغزم را میخارونه بگم و اونم بی متولی بودن روان شناسی و بویژه روان درمانی در ایرانه

...اگر انچه که در درسها خوندیم را بیاریم با انچه که اتفاق میوفته مقایسه کنیم میبینیم زمین تا اسمون فرق میکنه .اولین نکته اینه که حد اقل مدرکی که میشه باش درمان کرد فوق لیسانسه اونهم بعد ازگزروندن ساعتهای طولانی درمان زیر نطر یک متخصص .دوم چیزی که از ترم اول به ما گفتن اینه که تنها شاخه روان شناسی که میتونه درمان کنه روان شناسی بالینیه اما با کمال تعجب میبینیم کسی که رشته اش روان شناسی عمومی یا کسی که تربیتی خونده یا هر شاخه دیگه ای درمان میکنه ..مثلا در شهر ما یک موسسه که هدفش انجام فعالیتهای روان شناسی کلاسهای اموزش شیوه های مختلف درمانی را گذاشته ...خیلی از شرکت کننده ها رشته شون روان شناسی عمومیه بعضی ها ترم اول هستن در صورتی که ما که رشته مون بالینی بود ترم اخر تازه درس درمان داشتیم ..خوب چرا هیچکس نه استاد و نه اونهایی که چنین کلاسهایی را برگزار میکنن به فکر این نیستن که افرادی باید بیان شرکت کنن که براشون مفید باشه ..حالا صرف داشتن مدرک رفتار درمانی یا شناخت درمانی به چه در د می خوره ؟؟

در صورتی که چقدر کلاسهای مهم تری هست که یک دانشجوی روان شناسی باید اون را بگذرونه ..مثلا کلاسهای خود شناسی که اصلا همچین کلاسهایی نداریم ..یا کلاسهای مهارتهای ارتباطی که چقدر هم درش ضعیف هستیم یا ....

بر گردیم سر درمان ..وضعیت روان درمانی با اینکه به شدت مورد استقبال واقع شده واقعا اسف باره حد اقل تو شهری که ما زندگی میکنیم اینطوریه بقیه رو نمی دونم جالبه که یک بار از یکی از اساتید که درمان هم انجام میده پرسیدم تو چند درصد موارد موفق هستید ؟؟ گفت پرلز میگه 60% موفق بوده اما من با اطمینان میگم که تو 80% موارد موفق بودم در صورتی که من خودم 5 مورد را برای مشاوره نزد ایشون فرستادم و همه شون یا فقط یک جلسه رفتن یا دو جلسه و دیگه ادامه ندادن این یعنی اون درمانگر از ابتدا اصلا نتونسته رابطه درمانی برقرار کنه چه برسه به درمان .

به هر حال اگر اینطوری پیش بره اعتماد مردم کم کم سلب میشه در صورتی که فقط خدا میدونه چقدر جامعه ما نیاز به خدمات صحیح روان درمانی داره .

+نوشته شده در سه‌شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٤ساعت٥:۳٥ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()