روح پرور

امروز غمگينم ..ناراحتم ..دلم گرفته  حوصله نوشتن حرف حسابی ندارم دلم ميخواد اين شعر شهريار را بنويسم هر چند اون برای شب گفته

 

امشب ای ماه بدرد دل من تسکينی

آخر ای ماه تو همدرد من مسکينی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم

که تو از دوری خورشيد چها ميبينی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شويند

امشب ای مه تو هم از طالع من غمگينی

 

+نوشته شده در دوشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٤ساعت۱۱:۳٧ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()