روح پرور

از ۲ دوستی که در مورد موضوع قرن تنهايی جواب دادن متشکرم

اما فکر ميکنم درست متوجه يک جنبه از موضوع نشدن يا من واضح نگفتم

من منظورم اين نيست که آدمها تو اين دوره زمونه بد شدن و لذا دوستيها کم رنگ شده يا ارتباطات باعث شده آدمها از هم دور بشن ...

در واقع به نظرم اين تنهايی به خودی خود يک مساله منفی که مقتضيات زمان به ما تحميل کرده نيست . بلکه چه بسا مثبت هم باشه .

چون اين تنهايی نتيجه متفاوت شدن ادمها از هم هست و بهای متفاوت بودن هم تنهائييه .. هر چه ادم بيشتر با اطرافيانش فرق داشته باشه ( طرز فکرش ..روحياتش ..که ممکنه خيلی هم مهمی باشه ) بيشتر احساس تنهايی ميکنه .

اما اين متفاوت بودن که نتيجه اش تنهائيه و در واقع اين تنهايی که در اصل بد نيست ..نتايج بدی ممکنه در پی داشته باشه ..يکيش اينکه ادم احساس غربت ووحشت ميکنه ..يکيش اينکه نمی تونه دوست صميمی پيدا کنه و از همه بدتر نميتونه يک همسری انتخاب کنه که باهاش يک زندگيه لذت بخش داشته باشه .

در مورد انتخاب همسر در قرن تنهايی بعدا بيشتر توضيح ميدم .

اميدوارم اين دفعه تونسته باشم منظورم را بيان کنم

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٤ساعت٧:٥٧ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()