روح پرور

مهديا كعبه شد از عشق تو بيتاب بتاب

هر سال نيمه شعبان با خودم ميگم شايد امسال اين آخرين نيمه شعباني باشه كه در زمان غيبت امام جشن ميگيريم .اما با حسرت ميبينم سال ديگري امد و چشم ما به ديدن امام روشن نشد .

خدايا ما را از منتظران واقعي ايشان قرار بده و لياقت ديدن ايشان را نصيب ما قرار بده.

ميلاد ركن عالم امكان را به همه شما تبريك ميگم

+نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٦:٠٠ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()

از وبلاگ مفيد و خواندنی خبرنامه روان شناسی ديدن کنيد:

http://psycnews.persianblog.ir/

+نوشته شده در یکشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٩:٤٥ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()

اين پرشين بلاگ بدجوری داره حالمو ميگيره ..برای باز کردن صفحه يک ساعت طول ميکشه برای ارسال پيام ۲ ساعت برای رسيدنش ۴ساعت  فکر کنم بايد به فکر يه خونه جديد باشم

+نوشته شده در جمعه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٩:٤۳ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()

امسال هم مثل سالهای قبل تعداد دختران دانشجو خيلی بيشار از پسران بود ..اينکه چرا اينطوری شد خودش يک بحث و اينکه ايا اين بنفع جامعه و دختران جامعه هست يک بحث ديگری است .

به هر حال چه خوشمون بياد چه نياد چه ادای روشنفکری در بياريم چه در نياريم مساله ازدواج اين دختران تحصيل کرده مطرحه ..اما با اين حساب از هر ۶ دختر تحصيل کرده فقط ۳ پسر تحصيل کرده هست ..و اين غير قابل انکاره که به ضرر دخترها و در نتيجه جامعه تموم ميشه ..چون از طرفی مردهايی که تحصيلات عاليه ندارن ترجيح ميدن با دخترهايی مثل خودشون ازدواج کنند و دخترهايی هم که تحصيلات عاليه دارن معمولا با کسی که تحصيلاتش کمتره ازدواج نميکنن و از طرف ديگه اگر هم ازدواج کنن با مشکلات متعددی مواجه ميشن ...پس اگر افق ديدمون را وسغت بديم ميبينيم اين مساله در دراز مدت به يک مغضل تبديل خواهد شد (اگر تا حالا نشده باشه )

+نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٩:٤٥ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()

از آنجا که برای نقل تاریخ راهی جز آنچه مردم نقل میکنند وجود ندارد بنابراین احتمال اینکه تحریف در وقایع تاریخی به ویژه وقایعی که دهان به دهان میگردد یا وقایعی که به علت تاثیرات عاطفی دخالت عامه مردم در نقل آن بیشتر است ، بیشتر رخ میدهد .

یکی از این وقایع واقعه عاشورا و سرنوشت قهرمانان آنست که تاریخی که توسط تاریخ نگاران ثبت شده با آنچه در بین مردم رواج یافته تفاوت زیادی دارد . ویکی از این تفاوتها مربوط به شخصیت و نقش امام زین العابدین در تاریخ عاشورا است . متاسفانه از آنجا که امام در روز عاشورا بیمار بودند ..تنها نقشی که طرفداران بی انصاف و جاهل ایشان به آن حضرت داده اند امام بیمار است ...عجیب است امام اینهمه سال عمر کردند و تاریخی پر بار از خود به جا گذاشتند و کتابی که به راستی زبور ال محمد است از ایشان باقی است ..اما هم خود ایشان مورد بی توجهی و اهمال واقع شدند و هم کتاب پرمعنای ایشان ... صحیفه سجادیه که یکی از شاهراههای ارتباط عرفانی با خداوند است مجهول و محجور مانده اما کتاب های بودا و سانتیا سای و..به عنوان مشق عرفان به مردم معرفی شده ..

شخصیت ازاده و پر شور و قهرمان امام مخفی گشته و شخصیت بیمار وضعیف ایشان معرفی شده ..خطبه غرای آنحضرت در شرایط خفقان و فشار کاخ حقیر شام را مردم نمی دانند اما شرح بیمار بودن ایشان را از بر هستند.

واقعا نمی توانم بگویم ظلم بنی امیه بیشتر بوده یا ظلم افرادی که ادعای دوستی و محبت اهل بیت میکنند .

+نوشته شده در شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٥:۱۱ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()

اگر نگاهی به حوادث و جریانهای تاریخی بیندازیم ..میبینیم همواره افرادی به نامداری و بزرگی و عظمت معروف و مشهور شدند و افرادی به پستی و رذالت ..و البته این شهرت منفی و مثبت و آن مقام رفیع ووالا یا جایگاه پست بیهوده نصیب کسی نمی شود ..حتما باید ویژگی خاصی داشته باشند که به آن جایگاه خاص برسند ...واگر ایه "یعز من یشاء و یذل من یشاء " هم توجه کنیم میبینیم عزت پیدا کردن یا ذلت یافتن به دست خدا است و به دست خدااست بدان معنی نیست که خداوند با پارتی بازی و بدون هیچ قاعده و قانونی این عمل را انجام میدهد بلکه به این معنی است که خداوند معیارهای خاصی برای عزیز شدن و ذلیل شدن دارد و بر طبق این معیارها عمل میکند ...با توجه به این مقدمه باید ببینیم مقام رفیعی که حضرت عباس بدان نائل شد و عزتی که طی صد ها سال نصیب او گردید که دوست و دشمن واقف به علو جایگاه و عزت و شوکت او هستند بر اساس چه معیارهای الهی تحقق پیدا کرده ؟؟

به نظر بنده حضرت عباس این مقام را به خاطر 2 ویژگی بسیار مهم و ممتاز به دست آورده (البته ایمان و اخلاص جای خود دارد ..اما باید علاوه بر اینها ویژگی دیگری هم باشد ) این 2 ویژگی عبارتنذ از : ادب و نداشتن حسد .

ادب در ادبیات و عرفان و دین ما جایگاه ویژه ای دارد که متاسفانه امروزه یکی از مسائل پیش پا افتاده تلقی میشود که کمتر کسی را متصف به این خصلت میتوان یافت ..در صورتی که اگر به شخصیتهای تاریخی نگاه کنیم میبینیم عده ای به خاطر این ویژگی رستگار شدند و عده ای هلاک گردیدند که نمونه رستگار شدگان حر بن یزید ریاحی است و نمونه هلاک شدگان شمر است .

و اما حسادت ...اگر به اولین قتل تاریخ بشری نگاه کنیم میبینیم علت آن حسادت بوده این رشته را اگر تا امروز پی بگیرید میبینید تمام مصیبتهای عالم رد پایی از حسادت دارند ..وهیچ خصلتی مثل حسادت انسان را هلاک نمی کند ...

اما ویژگی ممتاز حضرت عباس این بود که علارغم اینکه امام حسین برادر نا تنی ایشان بود و معمولا بین اینگونه روابط حسادت وجود دارد نه تنها ذره ای حسادت نورزید بلکه تمام رفتارهای ایشان گویای تواضع کامل و ادب ایشان در پیشگاه برادر و امام خود بوده .

+نوشته شده در جمعه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٤ساعت۱:٠٩ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()

با نگاهی به تاریخ اسلام ...متوجه عملکردهای متفاوت بزرگان دین در برخورد با مسائل دینی و اجتماعی میشویم ..مثلا حضرت پیامبر زمانی که در مکه بودند به یک شیوه عمل کردند و زمانی که در مدینه بودند به شیوه دیگری ...و همینطور حضرت علی هنگامی که در رکاب پیامبر بودند جهاد میکردند و با کفار و مشرکین مبارزه میکردند اما وقتی دیگر به اقتضای موقعیت و نیاز نهال نوپای اسلام سکوت سخت و جانکاهی را تحمل کردند ..ولی بر خلاف موازین جامعه شناختی هنگامی که وقت کار زار شد بدون توجه به موقعیت سیاسی و منافع مادی خود مبارزه و جهاد کردند .

این شیوه در عملکرد امام حسن مجتبی نیز قابل مشاهده است ...و امام حسین نیز از این قاعده مثنتثنی نیستند ..زمانی طولانی در رکاب برادر خویش و 10 سال پس از ایشان سکوت کردند ..اما هنگامی که درخت اسلام جز با خون ایشان آبیاری نمیشد ..ازهدیه کردن خون خود و فرزندان و یاران دریغ نفرمودند .

اما متاسفانه در جامعه اسلامی ما ( پس از انقلاب ) هیچگاه این مساله مورد توجه نبوده ..و بزرگان و علما به خود زحمت اینرا ندادند که فکر کنند و برنامه ریزی کنند و مطابق با زمان و نیاز جامعه به تبلیغ دین بپردازند

+نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٩:٠۸ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()

هميشه وقتی حديث معروف " من عرف نفسه فقد عرف ربه " ميخوندم تعجب ميکردم که خود شناسی چه ربطی به خودا شناسی داره ؟؟؟

اما حالا ميفهمم که اگر به خدا شناسی هم ربط نداشته باشه به ارتباط با خدا حتما ربط داره ...چرا ؟؟

بارها ديدم انسانهايی که خودشان را نمی شناسند چه شخصيتهای متزلزلی پيدا ميکنند که با اين تزلزل هرگز نمی تونند جلوتر از پای خودشون را ببينند چه برسه به ديدن لاهوت و ملکوت . مثلا طرف قلبش پر از نفرت و کينه است نسبت به همه مردم اما دم از اصلاحات و تغيير وضع مردم و زندگی بهتر ميزنه ولی همين که رفتار نا مناسبی از کسی ميبينه فوری اورا نفرين ميکنه .

از اين بدتر فداکاريهای عجيب و غريب برای بچه هاش ميکنه اما به شدت انها را زير سلطه خودش ميگيره طوری که نفس کشيدن براشون مشکل ميشه و...

+نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٩:۱٦ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()

السلام عليك يا خاتم النبيين , السلام عليك يا سيد المرسلين , السلام عليك يا قائما بالقسط , السلام عليك يا فاتح الخير , السلام عليك يا معدن الوحي و التنزيل , السّلام عليك يا مبلّغاً عن الله , السّلام عليك أيُّها السّراج المنير , السّلام عليك يا مبشّر السّلام عليك يا نذير ,السّلام عليك يا منذر .

وقت یا آیها المدثر بود

گاه الهام قم فانذر بود

وحی شد بر نبی بکوه حرا

کای محمد به پای خیز زجا

خیز و بنمای سرو قامت را

تا که بر پا کنی قیامت را

خیز و بر گوی ای بخلق پناه

قولوا لا اله الا الله

+نوشته شده در جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٢:٢۳ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()

 

یکی از عجایب رفتارهای بشری اینه که معمولا مردم اگر ببینند شخصی به آنها بی توجهی میکنه ...دوست نداره با آنها حرف بزنه ..یا اصلا همیشه با هم دعوا دارند ...به جای اینکه از او دوری کنن ..با روشهای مختلف مرتب سعی در نزدیک شدن به اون طرف میکنن ..حتی وقتی طرفی که بی توجهی میکنه اهمیت خاصی برای اون فرد نداره مثلا نه پدر نا مادر و نه همسر یا معشوقه اما با این حال فردی که مورد بی توجهی واقع میشه با اینکه سرکوفت میخوره باز خودداری نمیکنه ...

واقعا ادمها چه رفتارهای عجیبی دارن ؟؟

نمی دونم روان شناسها توجیهی برای این رفتار دارن یا نه ؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٤ساعت٥:۳٢ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()

نمی دانم تاثیر تفکر همه یا هیچ است یا خطای دیگری است که مردم فکر میکنند انسانها یا خوب خوب هستند یا بد بد... یا این تفکر که انسانی که رفتار خوبی دارد همه رفتارهای او خوب است و بالعکس . اگر فردی کار خوب یا حرف خوبی زد یا از نظر دینی به عملی پایبند بود او حتما به همه واجبات و محرمات پایبند است و اگر عمل خلافی مرتکب شد او کافر است . این تفکر باعث میشود همیشه دچار خود سانسوری بشویم مبادا دیگران به خطاهای ما پی ببرند و ما را طرد کنند .چرا که اصلا مردم نمی توانند تصور کنند فلان فردی که چنین است و چنان است ممکن است در زمینهء دیگری ضعیف باشد و خطا کند .واقعا زندگی کردن در این شرایط سخت میشود ..

گاهی وقتی دیگران ازمن تعریف میکنند و طوری وانمود میکنند که فلانم و بهمانم از خودم بدم میاد دوست دارم داد بزنم وبگم اینطوری نیست اما وقتی میگم فکر میکنند شکسته نفسی میکنم و اینرا هم به حساب عالی بودن و فلان و بهمان میگذارند .... چرا ما نمی توانیم خودمان باشیم ؟؟؟

+نوشته شده در شنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٤ساعت۳:۳٢ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()