روح پرور

عامه ی مردم تصور میکنند صرف داشتن اعتقاد دینی و اعمال فرائض عبادی آنها یک مومن حساب میشوند ...اما ایمان چیزی فراتر از اینها است .ایمان باید در رفتار دینی مشاهده شود .اما متاسفانه در جامعه ما و دیگر جوامع اسلامی رفتار دینی را کمتر شاهد هستیم .علی رغم اینکه از کودکی کودکان را به مجالس عزاداری میبرند نماز خواند و روزه گرفتن را به آنها یاد میدهند و غیره و غیره اما در عمل رفتار رفتار دینی نیست .شاید بد نباشد توضیحی در مورد رفتار دینی بدهم .وقتی میتوان رفتار یک شخص را دینی گفت که در روابط شخصی و اجتماعی خود دستورات دینی را رعایت کند .به همسایه ازار نرساند .از دروغگویی بپرهیزد .غیبت نکند .تهمت نزند .اگر رفتار نا خوشایندی از دوستی یا همکاری یا همسایه ای دید تا حد امکان چشم پوشی کند و ببخشد . حق را در همه جا بگوید حتی اگر به ضررش بود . آبروی کسی را نریزد . پاکیزگی و نظافت خود و شهر خویش را رعایت کند .حقوق دیگران را تضییع نکند و در نتیجه قانون را رعایت کند و....اینها تعریف عملیاتی رفتار دینی بود .همه شاهد هستیم که کمتر فردی از خیل عظیم دین داران دارای این رفتارها است .

حال سؤال اینست (به ویژه از دوستان روان شناس) چگونه رفتار دینی را در جامعه و در کودکان نهادینه کنیم ؟؟چه شیوه های روان شناختی وجود دارد که بتوان در این راه استفاده کرد ؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤ساعت۱۱:٤٢ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()

سلام دوستان

به احتمال قوی سوالی که مطرح شد باب ميل عاشقان سينه چاک نبود . و اما هدف از اين بحث اين بود که توجه دوستان را به اين نکته جلب کنم که عشق به همون اندازه که ميتونه يک احساس مقدس و يک امر متعالی باشه ميتونه يک بيماری روانی باشه . و اين بسته به سلامت يا بيماری فرد عاشقه . پس اگر به کسی کشش پيدا کرديد يا شديدا علاقمند شديد فکر اين احتمال را هم در نظر بگيريد که در واقع عاشق شديد تا نيازی از نيازهای شخصی خودتون را رفع کنيد ..اين جدا از اين است که برخی روان شناسان عشق را نوعی وسواس ميدونند و البته رفتارهای يک عاشق هم گاهی خيلی شبيه رفتار يک بيمار مبتلا به وسواس فکری ميشه ..بنابراين ....نتيجخ را ميگذارم به عهده خودتون .

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٤ساعت٧:٢٧ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()

دوست عزيزی پاسخ مفصلی به سوال مطلب قبلی دادند که حيفم مياد در اينجا مطرح نشه پاسخ ايشون اين هست :

سلام از اينکه به حرف من توجه کردی و جمله بندی متن قبلی را عوض کردی ممنونم- در ضمن هيچ کس نمی تونه بگه تعريف عشق چی هست اگز علمی می خواهی بحث کنی باز هم می بينيم که عشق را تقسيم بندی کردن و انواعی دارد و اينکه شما فکر می کنيد عشق به ابتذال کشيده درست نيست چرا که تبق تقسيم بندی که علمای اين وادی انجام دادند حتی اون چيزی که شما انرا ابتذال می دانيد يک نوع عشق استمن در ادامه برای روشن شدن مطلب خيلی خلاصه برای شما و عزيزان اين مطالب می نويسم

اين مطالبی که در زير می نويسم مربوط به قسمت ۴ عشق يا همون عشقی دنيوی است که خودش به ۳ قسمت تقسيم می شود اگر مايل باشی همه انواع عشق که شايد حتی فکرش هم نکنی برات بنويسم ولی هيچ وقت نبايد ۲ تا عشق با هم مقايسه کرد چون هيچ عشقی شبيه هم پيدا نخواهد شد اين قسمت اول حرفهای من( اگر دوست نداشتی ادامه نخواهم داد....)

 

دانشمندان و محققان عاشق شدن رو به سه مرحله تقسيم کردن. اول کشش جنسی که قاعدتأ دوره کوتاهی است. دوم، حس جسمی - عاطفی که آدم در اين دوران در عالم هپروت غوطه‌ور می‌شه و در اصل يواش يواش احساس عشق از ديد علم روانشناسی امروزی شکل می‌گيره. مرحله سوم عاشق شدن، تعهد طولانی مدته. در اين رابطه يعنی مرحله سوم دکتر پرتوی تبار دکتر رواشناس در لندن می‌گن که فرق نمی‌کنه مال کدوم کشور باشی يا تابع کدوم فرهنگ اين سه مرحله بر همه وارده . . . وقتی که حس عشق نسبت به کسی در ما شکل می‌گيره کاملتر و کاملتر ميشه و با کاملتر شدنش، از داغ بودنش کمتر ميشه ولی عميقتر ميشه. عجيبه که در جايگاه اصلی حس عشق و عاطفه که در مغز ما هست هم اين تکامل عملأ انجام ميشه. اوايل رابطه، سطح مغز درعواطف ما نقش دارن و بعد با عميقتر شدن احساس ما جالبه که قسمتهای داخلی و عميق مغز درگيرعاطفه ميشن، يعنی منطقه سنترال لوب که داخل مغز در مرکزشه و شکل نعل اسبه. نتيجه چند آزمايش که نشون ميده در ملاقات اول چه چيزهائی باعث ميشه که بگيم بيقرار يا الفرار .

تأثير کارساز نگاه روانشناس نيويورکی پروفسور آرتور آرون که در مورد «عاشق شدن» تحقيق ميکنه، به اين نتيحه رسيده که نگاه تأثير کارسازی در عاشق شدن داره . اين پر فسور از دوغريبه خواست که تمام رازهای زندگيشون رو برای همديگه تعريف کنن. اين مرحله از آزمايش چهارساعت و نيم طول کشيد. بعد پروفسور ازشون خواست که به مدت 4 دقيقه به چشمهای هم ذول بزنن. بعد از چند بار تکرار اين آزمايش با افراد متفاوت خيلی از زوجها اعتراف کردن که شديدا به طرف مقابلشون جذب شده بودن. حتی دو تا از اون غريبه ها بعدأ با هم عروسی کردن!!!! اصولا وقتی که ما از لحاظ جنسی ذوق زده ميشيم چشمهامون بزرگتر ميشه. هورمون هايی که در مراحل عاشق شدن دست دارن: مرحله اول: کشش جنسی يا شهوت هوس و خواستن که عاملشون هورمونهای مردانه تستوسترون و هورمون زنانه استروژن هستند. اين هورمونها هستند که باعث ميشن آدم دنبال جنس مخالف بره ..

مرحله دوم: جذب از اين مرحله است که واقعأ عشق پا می‌گيره. د راين مرحله است که آدم نمی‌تونه به چيز ديگه‌ای جز معشوقش فکر کنه. از علامات اين مرحله از دست رفتن اشتها و بی‌خوابی هستش چون بيشتر سعی فرد اينه که ساعات روز رو به طرف مقابل فکر کنه. در مرحله جذب، گروهی از سلولهای عصبی ما يعنی نيورو ترنزميترها که اسمشون «مونو آمينوز» هستش نقش مهمی رو بازی ميکنن. دوپامين نوعی ماده شيميايی که از مغز توليد ميشه. نوره پاين فرين (Nor Epinephrine) يا همين آدرنالين که باعث ميشه عرق کنيم و قلبمون سريع بزنه. سروتونين: يکی از مهمترين مواد شيميائی عشقه و اون چيزيه که ممکنه موقتأ ما رو ديوونه کنه.

 

مرحله سوم: دلبستگی و پيوست اين سومين مرحله عشق و درازمدت ترينش. البته اگر يک رابطه بخواد ادامه پيدا کنه وارد اين مرحله خواهد شد. اين مرحله از عشق که ماندنيه مراحل قبلی کوتاه مدتن. علتش هم اينه که دو مرحله اول عشق هوس و جذب آدم رو از کار و زندگی ميندازه برای همين قرار نيست که دائمی باشه چونکه از ديد طبيعت باعث نابودی شخص ميشه. اين احساسه که زوجها رو به هم متعهد میکنه و باعث ميشه با هم بمونن. هورمونهايی که در اين مرحله بوسيله سيستم عصبی آزاد ميشه. هورمونهايی که باعث ميشه دو نفر بهم وفادار بمونن. اوکسيتوسين: اين هورمون ماده شيميايی هستش که غده هيپوتالاموس ترشحش ميکنه. اين هورمون کمک ميکنه که رابطه پايدار بشه. اين هورمون زمان بارداری هم در خانمها توليد ميشه که به ساخته شدن شير کمک ميکنه و حس تعلق مادر و فرزند رو قوت ميبخشه. در عين حال اين هورمونی که در زمان آميزش در مغز ترشح ميشه و حس تعلق رو دز دو نفر تشديد ميکنه. واسوپرسين: هورمونی که در رابطه دراز مدت در دو نفر توليد ميشه اين هورمون فعاليتهای کليه رو کنترل ميکنه؟ حفظ و ايثار رو درفرد مقابل ايجاد ميکنه.

+نوشته شده در یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤ساعت۱۱:۱۱ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()

سلام دوستان

از دوستانی که زحمت کشيدن و به پرسشم پاسخ دادند ممنونم ..تقريبا ۹ نفر جواب دادن ..اما هيچ کدام نپرسيد منظورت از عشق چيه ؟؟ و هيچ کدام نگف منظورش از عشق چيه ؟؟

امروزه که عشق تبديل به مبتذلترين واژه شده و بر هر موضوع بی ارزشی اسم عشق را ميگذارند ايا ميشه فهميد منظور يک نفر از عشق چيه ؟؟

به هر حال پاسخم را با اين شعر مولانا ميدم که خيلی گويا است :

علت عشق ز علتها جداست                     عشق اصطرلاب اسرار خدا است

عاشقی گر زين سر و گر زان سر است        عاقبت ما را بدان سر رهبر است

هرچه گويم عشق را شرح و بيان                چون به عشق آيم خجل باشم از آن

                                    *******************

عشقهايی کز پی رنگی بود                        عشق نبود عاقبت ننگی بود

زانک عشق مردگان پاينده نيست                زانک مرده سوی ما اينده نيست

عشق زنده در روان و در بصر                     هر دمی باشد ز غنچه تازه تر

عشق ان زنده گزين کو باقيست                کز شراب جان فزايت ساقيست

عشق آن بگزين که جمله انبيا                  يافتند از عشق او کار و کيا

تو مگو مارا بدان شه بار نيست                  با کريمان کارها دشوار نيست

+نوشته شده در شنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٤ساعت۱٠:٠٤ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()

سالها پیش مردم فکر میکردند خورشيد به دور زمين می چرخه  و این فکر به حدی در ذهن مردم و کشیشان رسوخ کرده بود که وقتی که گالیله گفت زمین به دور خورشيد می چرخه محکوم به اعدام شد .

حالا اگر کسی بیاد و بگه عشق چیزی جر یک بیماری روانی نیست که ساخته و پرداخته شعراست شما چه کار میکنید ؟؟

+نوشته شده در یکشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٤ساعت٦:۳٠ ‎ب.ظتوسط zahra M | نظرات ()