روح پرور

تقریبا ً میتونم با قاطعیت بگم که فرهنگ ( که شامل ادبیات که اونم شامل شعر و داستان و ... میشه ) در ایجاد بیماریهای روانی و به ویژه اختلالات شخصیت نقش بارزی را بازی میکنه .

با توجه به این مطلب اگر نگاهی به موضوع بحث یعنی شخصیت وابسته بندازیم و از طرف دیگر به اشعاری که امروزه توسط شاعرهای جدید رواج پیدا کرده دقت کنیم میبینیم اولا شعرها زبان حال یک شخصیت مختل وابسته است و دوما تکرار اونها توسط جوانان در ایجاد اختلال یا ترویج آن تاثیر دارد .

مثلا یکی از شعرهای کاست جدید آقای اصفهانی که در مورد دوست و صداقت هست ..مکرر درش این مطلب تکرار شده که از هیچ دوستی خوبی ندیدم و به هر کسی خوبی کردم بدی دیدم و این روزها دل ابی و صورت آفتابی پیدا نمیشه و از این شکایتها ...

که معمولا این طرز صحبت کردن و این نوع گله مندی نشان دهنده شخصیت وابسته است .

و در این زمینه کافیه نگاهی به اکثر وبلاگهای شخصی بیندازید . اونوقت میبینید که حجم اکثر مطالب وبلاگ پر شده از شعرهایی که طرف از هجران معشوق دیگه قادر به زندگی نیست یا اینکه به معشوق التماس میکنه که اورا ترک نکنه و یا اینکه کار از کار گذشته و معشوق اورو ترک کرده و حالا از فراق او نالان و گریانه ...و فقط خدا میدونه چه میزان انرژی جوانان پای این حسرتها و افسوسها داره هدر میره و انها خوشحالند که عاشقند و عشق مقدس است و ...الخ

+نوشته شده در پنجشنبه ۸ دی ،۱۳۸٤ساعت۱۱:٠٤ ‎ق.ظتوسط zahra M | نظرات ()